اندکی تعمق در سیر زیستن ایرانیان ، بی شک بی تفاوت ترین اندیشه ها را نیز به سوی شناسنامه این سرزمین سوق میدهد. شناسنامه ای بی همتا با کلامی آهنگین که به زیبا ترین وتاثیر گذارترین شیوه اندیشه ها ، اسطوره ها وتاریخ ایران زمین را با اندکی تخیل در طول سالیان دراز وگذار این سرزمین از هجوم فرهنگ مغول وعرب وترک مصون ومحفوظ داشته وتاریخ ایران را هویتی بی بدیل بخشیده است .اگر امروز من وتو می توانیم ایرانی بودنمان را در هر کجای دنیا بیان کنیم با اعتبار هویت ، شناسنامه و یا همان شاهنامه فردوسی بزرگ است .اندیشمندی که عصاره کلامش ، ترجمان سالها زیستن متعالی ایرانیان است و به حق میتوان عنوان حکیم را بر این بزرگ مرد ادب وتاریخ وحکمت ایران برازنده دانست .استادی بی همتا در مانایی زبان شیوای پارسی . خیال متعالی فردوسی بیان تصویری از روحیات انسانی وملی است .اندیشه ای الهام گرفته از آئین مزدایی که سرشار از آداب عدالت پروری ، نبرد بین خوبی وبدی ونشان بارزی است از عشق و وطن پرستی .آنچه در این بین ذهن را متحیر وروح را می آزارد ، بی مهری است که نه تنها در پس پرده خاک گرفته قرنها به چشم می آید بلکه در روزگاری که داد صلح وعدالت سر داده ایم نیز همچنان هویداست .
دیوان لسان الغیب را به اعتبار حافظ ، گلستان را به هیبت سعدی ، مثنوی را به بلندای اندیشه مولانا وفردوسی را به اعتبار شاهنامه میشناسیم نه " شاهنامه را به اعتبار فردوسی"!!!!
وکلام آخراینکه هرگز مباد که فردوسی در حصار شاهنامه خلاصه شود چرا که شاهنامه تنها مبشر جزئی از اندیشه حکیم توس است...
زگیتی دو چیز است جاوید وبس
دگر هر چه باشد نماند به کس
سخن گفتن نغزوکردار نیک
نگردد کهن تا جهان است ریک
  نوشته شده در ساعت 





حافظ اندیشه کن از نازکی خاطر یار..............

